دهنتونو ببندید.

همیشه، یعنی همیشه قبل از این آدم تنهایی بودم. همیشه خودم بودم و خودم، کسی نمیدونست تو زندگیم چی می گذره و حتی حالم خوبه یا نه. البته از خوبی یا بدی حالم هنوزم کسی خبر نداره، نمی تونم بگم. ولی این که همه جدیدا از همه ی چیزای تو زندگیم خبر دارن اذیتم می کنه. راستش امسال اولین سالیه که من دوست و رفیق دارم، یعنی از وقتی بالغ و بزرگ شدم. این که همه از هر چیزی که داره پشت پرده می گذره خبر دارن اذیتم می کنه. این که وقتی شکست خوردم، حتی اگه واقعا شکست نخورده باشم مجبورم به همه ی آشناها توضیح بدم، همشون برام دل بسوزونن و تظاهر کنن. به نظر میاد واسه این که بتونی درست زندگی کنی باید از لاک خودت بیای بیرون و ببینی نمی تونی با رازت به افراد زیادی اعتماد کنی، و بعدش یاد بگیری دهنتو ببندی و سعی نکنی اون آدم خوبی باشی که با همه مهربونه، تظاهر و ریاکاری بلد نیست یا حداقل این کارا رو انجام نمیده. قبلا از کسی شنیده بودم که باید کلی دوست و رفیق دور و برت داشته باشی و به هیچ کدومون رو ندی، ولی چون اون آدمو قبول نداشتم حرفشو هم جدی نگرفتم و قبول نکردم. ولی دارم به این نتیجه می رسم اگه نخوام حس بد امروز بیاد سراغم یا از چشم کسی نیفتم باید به حرف اون آدم گوش کنم، هر چند خودش به نظر من موفق نیست.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s